خرید بک لینک
ولي از نظر معلمش جزو دانش آموزان برتر شناخته شده......امسال هم فارسي هم انگليسي هم رياضي به يكباره وارد ذهنش شده و كلي سواد دار شده ماشالله.....تفريحشون كم بوده ولي من خودم اين ور سال مي برمش زمين اسكيت پارك گفتگو .......خودش اونجا تمرين مي كنه.........دوچرخه سواري هم داره تمرين مي كنهخلاصه سرمون حسابي شلوغه....... اما از خودمون بگم كه اين روزا گروني طلا و دلار و خونه و ماشين به يكباره از يك سو و بيكاري جوونا همه رو به چالش انداخته.....چالش ذهني من اين روزا اينه كه آيا اشتباه كرده ام كه تا به حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 11:00

اين سري خيلي براي فرج آقا امام زمان دعا كردم....حس مي كنم خيلي دور نيست...ديگه وقت اومدنه...دل بي تو به جان آمد وقت است كه باز آيي.......خلاصه اينكه انرژي اين هفته با اون هفته قابل قياس نيست........بسي مشعوف گشتيم و پر انرژي توي رواق امام خميني رومينا دنبال دوست مي گرده براي بدو بدو بازي.......تقريبا" از 6 ماهگيش ما هر سال به جز يك سال اومديم مشهد و تا حدودي با فضاي حرم آشناست.....خدايا دلمون رو پاك بگردان و پامون از رفتن به زيارت ناتوان نگردان......مشهدي سميه-خرداد97ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 11:00

خودم درخواست كردم كه از سر كار بيام بيرون و كمي استراحت كنم.....باورتون ميشه؟تو اين اوضاع اقتصادي......خدا به هممون رحم كنه.......توكل به خدا كردم و دل به دريا زدم تا چه خواهد و چه شود....خستگي هاي شديد و بيماري هاي پي در پي باعث شد كه انگيزه ي كار در وجودم كمرنگ بشه... رومينا كه خوشحاله كه از اول مهر نميرم سر كار.......براي خودم يه فكرايي دارما......اونجوري ها هم خوش به حالم نميشه......ولي بازم بهتر كار كردن صرفا" به خاطر پوله.....يعني اين اواخر هيچ حسي ديگه به كارم نداشتم.......رومينا هم ميرهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 11:00

سفري نسبتا" سخت اما دلنشين.........سبك شدن را در پايان سفر حس مي كني......باورم نميشد كه به اين سفرخوانده شوم.......در نجف هتلمون ديوار به ديوار ورودي حرم بود..........خيلي دل انگيز بود ......همسايه وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 19:05

دخترك ما به مدرسه مي رود و روزهاي پاياني سال تحصيل را مي گذراند.....كمي خسته شده.....هر روز صبح زود بيدار شدن براي مدرسه ......كلاس زبان و كلاس موسيقي خسته اش كرده ولي از نظر معلمش جزو دانش آموزان برتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 19:05

سفر به مشهد و عتبات و ...براي من مثل رويا مي مونه.........حالم خوبه وقتي تو حرم امام رضا يه گوشه مي شينم و آمده ام اي شاه پناهم بده رو گوش مي كنم.....وقتي صلوات خاصه امام رضا رو مي خونم ياد تهران مي اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 19:05

اين روزها برام مثل خواب مي مونه..........روزها پشت هم در گذرند......... خودم درخواست كردم كه از سر كار بيام بيرون و كمي استراحت كنم.....باورتون ميشه؟تو اين اوضاع اقتصادي......خدا به هممون رحم كنه.....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 19:05

اين روزها آلودگي هوا و زلزله از يك سو ، بيكاري و بي پولي از سوي ديگر ، اوضاع مالي خراب محيطهاي كاري مختلف باعث شده براي مردم هيچ رمق و انرژي اي باقي نماند.....وقتي برادرم را مي بينم كه در سن 29 سالگي با مدرك فوق ليسانس هوا فضا در يك شركت خصوصي كه سه ماه يك بار هم حقوق نمي دهد كار مي كند تازه مي فهمم چرا سن ازدواج بالا رفته؟وقتي اوضاع تعديل نيرو در شركت خودمان را مي بينم تازه مي فهمم چرا كسي بچه دار نمي شود ؟كارد به استخوان رسيده......كاش آن جمعه اي كه قرار است بيايد زودتر از راه برسد....كاش خداوند به همه مان رحم كند و زودتر فرستاده مهربانش را راهي كند.كاش وقتي كار مي كنيم به ارتزاق فكر كنيم نه پول دار شدن ، كاش به اندك روزي خود بسنده كنيم و براي نوادگان خود جمع نكنيم كه آنها نيز روزي خود را خواهند داشت.......و خداوند رزاق است براي همه.... كاش همگي در ايران ما همدل شوند و دست در دست هم ميهن خويش را كنيم آباد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 9:49

روزگار كلاس اوليمان خوب است.........خودش مشق مي نويسد......خودش كارهايش را مي كند.....گاهي اندكي نياز به توجه دارد........نسبت به حجم درسها در كلاس اول،اوضاعش خوب است......

ديكته هايش رو در مدرسه مي نويسد و به جاي نمره برايشان شعر مي نويسند........به نظرم خيلي خوب است...

بچه ها استرسي از آزمون ندارند و اين خيلي خوب است..........

گنده گنده مي نويسد........خواندن برايش سخت تر از نوشتن است.......

پيش به سوي باسوادي....

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 12:24

امسال رو با جراحي دندون عقل شروع كردمممممم خيلي خيلي خيلي بد بود.........20 روز درد متداوم و طولاني.......حالا هم كه درد بهتر شده يه حفره پر آت و آشغال....واقعا" دردش با هيچي بهتر نميشد.....مسكن هم چندان موثر نبود روز دوم عيد كه دخترك دندونش درد گرفتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:16

اين روزا ميري پيش دبستاني........ باورتون ميشه؟؟؟دختر كوچولوي من كه اينهمه تو اين شش سال نگرانش بودم......صبح به صبح پا ميشه ميره مدرسه......البته صبحانه نمي خوره.......نهار هم با زور.......ولي باورم نميشه كه اينقدر زود گذشت..... رومينا خيلي بهتره...ادامه مطلب

برچسب: دبستاني, نویسنده: نرگس نوری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:16

ديروز رفتيم دندونپزشكي....... تو اين هفته مجبور شديم دو تا از دندونايي كه كلي بابتشون تو رو اذيت كردم و ترميم شده بودند رو بكشيم... هر جفتشون عفونت كرده بودند و ديگه هيچ راهي براي خانوم دكتر باقي نمونده بود........ هنوز 6 سالت نشده ولي مجبوريم دندوناادامه مطلب

برچسب: دندانپزشكي, نویسنده: نرگس نوری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:16

انتخاب مدرسه در اين روزها يكي از صد جور دغدغه ذهني منه كه تقريبا" هر روز بهش فكر مي كنم..... هر كدوم از اين نوع مدارس مزايا و معايبي دارند كه من با توجه به اينكه كلي حلاجي مي كنم هنوز به انتخاب نرسيدم.... مهمترين مزيت مدارس دولتي كم هزينه بودنشونه و ادامه مطلب

برچسب: غيرانتفاعي, نویسنده: نرگس نوری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:16

خدايا شكرت......

بالاخره تموم شد........ان مع العسر يسري.........يادش بخير يكي از دوستام هميشه اينو بهم توي دوران سختي مي گفت.........اصلا يه جور خاصي آدم با اين جمله آروم ميشه.........آخه خودش گفته.......مگه ميشه بهش شك كرد؟

اين روزا خيلي خوشحالم كه دخترم مي تونه بستني بخوره......مي تونه ماست بخوره........حالا نه زياد.....ولي همون كمش هم براي من يعني خيلي.......خدايا تو چقدر مهربوني.........دوست دارم خدا......

اونايي كه بچه هاشون آلرژي دارن مخصوصا" گوارشي هاي شديد........اميدوار باشيد.......مال ما بعد از 6 سال خوب شد.......

برچسب: پروتئين, نویسنده: نرگس نوری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:16

برات يه حيوون خونگي خريدم.....عروس هلند......اول يه دونه از اين طوسي ها خريدم......خيلي خوب بود..كاملا" دستي بود و نوك نميزد......ولي اومد خونمون غذا نخورد.......مجبور شديم پسش بديم....

يه دونه ديگه دم بريده و نوك تيز خريديم......گاز ميگيره هاااا.........رومينا فقط با دستكش ميره سراغش.....

اين يكي خوشگلتره ......سفيده پرهاش....لپاشون هم كه همگي گليه......

خلاصه كلي ذوق و شوق داره روميناي ما.....به جاي خواهر و برادر براش حيوان خانگي خريديم.......

برچسب: نویسنده: نرگس نوری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:16

صفحه بندی