آثار جنگ بر روي تن شهر كاملا" هويدا بود.........
كشوري كه اين همه نفت و گاز و انرژي داره .....اينقدر ضعيف و كثيف.......همه با هم هي مي گفتند بايد قدر ايران رو دونست......ولي من مي گفتم از ماست كه بر ماست......من هيچ اميدي نداشتم كه مردم عراق تمايلي به بهبود داشته باشند........همونطور كه ايرانيا تمايلي ندارند......فقط حرف مي زنيم و در عمل هيچ كاري نمي كنيم...
البته يه نكته جالب اين بود كه به اندازه ايران اونجا گدا نديدم....شايد مردهاشون كمي مغرور بودند...و اين غرور اجازه نميداد تا گدايي كنند......
دو روز آخر رو در سامرا و كاظمين سپري كرديم........البته سامرا چون هنوز حالت نظامي داشت فقط ظهر براي زيارت امام هادي و امام حسن عسگري رفتيم و شب در كاظمين بوديم.......در كاظمين دو تا امام موسي بن جعفر و امام جواد رو زيارت كرديم كه حال و هواي خوبي داشت و به راحتي ميشد زيارت كرد....يه جورايي نسبت به اين دو امام حس نزديكي ويژه اي داشتم.........از يك طرف خودم سيد موسوي هستم و طبق گفته هاي پدربزرگم اولين معصومي كه شجره نامه ما بهش وصل ميشه، موسي بن جعفر هستش......از طرف ديگه امام جواد همون اماميه كه كلي امام رضا رو به اين امام بزرگوار قسم ميديم.......زيارتشون بسي شيرين و دلچسب بود.......
براي همتون اين زيارت رو آرزو مي كنم.......حتي اگه دوست نداريد يا تو خودتون همچين همتي نمي بينيد...
برچسب:
نویسنده: نرگس نوری